جایی که گذرگاه دل محزونست
آن جا دو هزار نیزه بالا خونست
لیلی صفتان ز حال ما بی خبرند
مجنون داند که حال مجنون چونست
برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:24
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم رمیدیم
گل مزن کاگل مزن دیوار بی بنیاد را
خدمت سگ را بکن نی آدم کم زاد را
سعدیا شیراریا پندی مده کم زاد را
کم زاد اگر عاقل شود گردن زند استاد را